السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

579

تفسير الميزان ( فارسي )

و جمله * ( « إِنَّما أُمِرْتُ . . . » ) * سخنى از زبان رسول خدا است و در معناى اين است كه فرموده باشد « قل انما امرت - بگو من تنها مامور شده‌ام كه . . . » ، و كلمه « هذه » اشاره است به مكه معظمه و در اين تعبير از دو جهت ، شهر مكه تعظيم شده است ، يكى از جهت اينكه كلمه « رب » را بر آن اضافه كرده و فرموده : * ( « رَبَّ هذِه الْبَلْدَةِ » ) * ، دوم از اين جهت كه آن را به حرمت توصيف كرده و فرموده * ( « الَّذِي حَرَّمَها » ) * و در اين توصيف و تعظيم خود تعريض و گوشه اى است به مردمش ، كه به اين نعمت بزرگ كفران كرده و شكر خدا را با پرستش او به جا نياوردند و در عوض به عبادت بتها پرداختند . و جمله * ( « وَلَه كُلُّ شَيْءٍ » ) * اشاره است به سعه ملك خداى تعالى ، تا كسى توهم نكند كه او تنها مالك مكه است ، چون رب آنجا است و مانند ساير بتها كه هر يك مالك جزئى از عالم از قبيل آسمان و زمين و فلان شهر و فلان قوم و فلان قبيله‌اند ، او هم يك معبودى است در عرض آنها ، كه يك ناحيه اى از عالم را مالك است . * ( « أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ » ) * - يعنى مامور شده‌ام تا از كسانى باشم كه تسليم اراده او شده‌اند و او اراده نمىكند مگر همان را كه خلقت به سوى آن هدايت مىكند و زبان فطرت به سوى آن مىخواند و آن دين حنيف فطرى است ، كه ملت و كيش ابراهيم است . * ( « وَأَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِه وَمَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّما أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِينَ » ) * اين آيه عطف است بر جمله « ان اعبد » و معنايش اين است كه : من مامور شده‌ام كه پروردگار اين خانه را بپرستم و اينكه قرآن را بخوانم و مراد از « تلاوت قرآن » تلاوت بر مردم است ، به دليل تفريعى كه بر آن كرده و مىفرمايد : * ( « فَمَنِ اهْتَدى . . . » ) * . * ( « فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِه » ) * يعنى هر كس با اين قرآن كه تو بر او مىخوانى هدايت شد ، كه به نفع خود شده و سود هدايتش عايد من نمىشود . * ( « وَمَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّما أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِينَ » ) * - يعنى و هر كس هدايت نشود و از ياد پروردگارش اعراض كند ، ضلالتش به ضرر خودش و و بال كفرش به گردن خودش است ، نه من ، براى اينكه من جز بيمرسانى نيستم ، مامورم كه مردم را از خطرى كه در پيش دارند بيم دهم ، ولى وكيل آنان نيستم ، خدا وكيل بر ايشان است . پس اگر مىبينيم به جاى اينكه بفرمايد : « و من ضل فانما انا من المنذرين » با اينكه ظاهر كلام هم همان را اقتضاء داشت ، فرمود * ( « فَقُلْ إِنَّما أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِينَ » ) * و كلمه « بگو » را اضافه فرمود ، براى اين بود كه رسول خدا ( ص ) را متذكر آن عهدى